شب زنده داری

پسر نازنازیم دیشب همش بیدار بودی و تب داشتی و هم خوابت میومد هم بی حال بودی و بی قرار و نمیتونستی بخوابی. مامانی تا صبح بیدار بودم.بابا میثم هم بیدار شد و شما رو پاشویه دادیم .نزدیکای صبح بود که خوابت برد صبح که بیدار شدی بردمت حمام و بعدش خدارو شکر یکم بهتر شدی. دیشب بابامیثم واست نذر کرد که انشاالله خوب بشی و همین هفته ادا کنیم
![]()

![]()
دیروز هم بردمت پارک تا یکم از این حال و هوا در بیای این عکس واسه ی قبل از سرماخوردگیته

و این واسه دیروز.جالب بود با اینکه حالت بد بود اما نمیذاشتی بیارمت پایین قربونت برم که عاشق تاب سواری هستی


![]()
و باز هم رفتیم کربلا (شاه عبدالعظیم (ع))جایی که عاشقشم


نفس مامان انشاالله زودتر خوب بشی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



شب زنده داری
